این روزها

١. خبر سقوط هواپیمای توپولوف شرکت کاسپین با 168 نفر کشته را همه شنیدیم. همه متاثر شدیم و هیچ مقام رسمی هم عذرخواهی نکردو هیچ کس هم استعفا نداد.

باور کنید جان انسان ها در ایران بسیار بی ارزش است. هرکس تنها یک بار فرصت زیستن دارد و این فرصت در ایران به سادگی از دست میرود.  بسیار غم انگیز است که از سال 1359 تا به امروز 1663 نفر از هموطنانمان در حوادث هوایی جانشان را از دست داده اند، که این به این معنیست که سالانه به طور متوسط بیش از 53 نفر بر اثر حوادث هوایی جان می بازند.

در نوروز همین امسال 1367 نفر بر اثر تصادفات رانندگی کشته شده اند، توجه کنید 1367 نفر فقط در نوروز.

هر کار می کنم نمی توانم این مساله رو هضم کنم که آخر چرا یک نفر فریاد نمی زند که : بابا، ای آقایونی که اگر یک نفر در اقصای فلسطین و لبنان بر اثر لیز خوردن پایش روی زمین بیفتد و بمیرد گوش فلک را پاره می کنید و عنوان شهید را سخاوتمندانه برای ساکنین این سرزمین ها خرج می کنید؛ شمایی که حتی خود را هم با خیال دادن دستور العمل مدیریت به سایر کشور ها گول می زنید،شمایی که از همه بهتر و پیشرفته تر و عاقل تر و نخبه تر عادل تر و آزاد اندیش ترید، یک نگاه هم به کشور خودتان بکنید. آخر مگر چه مخدری مصرف کرده اید اینچنین توهمی دامانتان را گرفته است؟

2. سخنرانی روز جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه امیدوارم کرد، به خصوص اینکه در تحلیلی خواندم که ایشان شخصی نیستند که پیش از مهیا کردن مقدمات کاری دست به اقدام بزنند. در این بین سانسور بخش هایی از نماز جمعه در سیمای ایران قابل توجه است هر چند که با توجه به اقدامات اخیر این رسانه ی به اصطلاح ملی در سانسور و واژگونی اخبار چندان عجیب و دور ازذهن نبود.

نکته قابل توجه دیگر حضور میلیونی مردم در این نماز جمعه و شکسته شدن رکورد حضور مردم در نماز های جمعه بود که بین 1.5 تا 2.5 میلیون نفر برآورد شده است.

 

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : اجتماعی