قانون "کاملاً بر عکس"

چند سال پیش که چندش مطمئناً از هفت و هشت بیشتره داشتم یه کتاب داستان که الآن اسمش یادم نیست رو میخوندم. اگه درست خاطرم باشه توی یه قسمتی از اون داستان یه پیرمرد هیزم شکن توی جنگل، روح جنگل یا شادم خدای دریاچه یا یه چیزی تو همین مایه ها رو ملاقات می کنه. پیرمرد وقتی میخواسته با این موجود که درست الان یادم نیست که چی بود دست بده یه هو می بینه که دست هاشون از توی هم رد میشه و کلی میترسه و میگه که تو روحی و من ترسیدم و اگه جلوتر بیای فرار میکنم و خلاصه کلی از این چرت و پرت ها که پیرمرد ها وقتی توی جنگل به سرشون میزنه میگن، به اون روح بیچاره گفت.

حالا من اصلاً کاری به گفتمانی که بین این دو تا اتفاق افتاد کاری ندارم چون خیلی زیاد و بی مربوطه، اما یه قسمتش به ما مربوطه که روحه به پیرمرده میگه :

این دست تو نبود که از توی دست من رد شد بلکه برعکس، دست من از دست تو رد شد و این تویی که بسیار در برابر من رقیق و بخار گونه ای، به نحوی که من از تو رد میشوم ولی تو پیرمرد احمق چنین پنداشته ای که تو از من گذشته ای و حال برای اینکه صحت گفتارم رو به تو ثابت کنم از درون آن درخت هم میگذرم، و گذشت.

من از این داستان به نتایج جالبی رسیدم ولی از همشون جالب تر قانون کاملاً برعکس بود که در موارد زیادی هم درست از کار در میومد.

مثلاً شاید اگه اون موقع که همه فکر میکردن که خورشید دور زمین می چرخه  اگر کسی از این قانون خبر داشت با خودش می گفت : شاید کاملاً بر عکس باشه و  این زمینه که به دور خورشید می گرده. 

این قانون در بسیاری از موارد برای من مصداق پیدا کرد و در خیلی از درس ها مثل فیزیک شیمی و ریاضی و اقتصاد به مواردی برخوردم که تا قبل از آن تصوری کاملا اشتباه و بر عکس در مورد آن داشتم.

بعضی ها در زمینه فلسفی از این قانون استفاده کرده اند : این خدا نیست که انسان رو خلق کرده بلکه خداست که مخلوق ذهن انسان است. (همین جا بگم که من با این جمله مخالفم)

از این قانون به صورت طنز هم استفاده شده: مثلاً شنیدیم که میگن فلانی یه سیستم خریده روش یه ماشن نصب کرده یا اینکه فلان کس یه دوربین خریده که یه موبایل هم روش نصبه.

برای کابرد این به اصطلاح قانون مثال های زیادی میشه زد که اینجا نه وقتش هست و نه حالش ولی مهمترین فایده ی این قانون اینه که با خودمون فکر نکنیم که صددرصد حق با ماست، و شاید قضیه کاملاً بر عکس اون چیزی باشه که ما فکر میکنیم و  این باعث میشه که به ابعاد مختلف یه موضوع فکر کنیم و از تحجر فاصله بگیریم و همیشه آمادگی شنیدن نظرات حتی کاملاً مخالف رو داشته باشیم.

 

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها : شخصی ، همینجوری