افطار سفارشی

هر سال ماه رمضون ما از این امتیاز بهره مندیم که هر غذایی که هوس کرده باشیم  به مادرم بگیم و اون حتماً برامون درست می کنه حالا هر چقدر هم که غذای سخت و وقت‌گیری باشه. من البته چند ساله که از این امتیازم استفاده نکردم. وقتی مادرم ازم می‌پرسید چیزی هست که دلم بخواد می‌گفتم هر چی خودت راحتی درست کن، برای من فرقی نداره. و البته بعداً فهمیدم از این جمله "برای من فرقی نداره" خیلی ناراحت می‌شده. و حالا هم دیگه ازم نمی‌پرسه چیزی دلم می‌خواد یا نه، ولی اگه غذای خاصی هوس کرده باشم حتماً می‌پزه ولی باید خودم بگم. به هر حال بقیه بچه‌ها نمی‌ذارن جای خالی هوس‌ نکردن من احساس بشه و دائماً در حال سفارش غذاهای درخواستی‌اند. اصولاً دلیل سفارش ندادن غذا از طرف من یه مقداریش به خاطر اینه که دوست دارم وقتی می‌رسم خونه و می‌فهمم افطار چیه غافلگیر بشم ولی اگه از صبح بدونی غذا چیه که دیگه سورپرایز بی سورپرایز و یه مقدارش هم به این دلیله که دلم نمیاد مادرم با زبون روزه به زحمت بیفته به خاطر من.

از همه این‌ها که بگذریم دیروز توی کوچه بوی افطاری یکی از همسایه‌ها به دماغم خورد و بدجور هوسیم کرد ولی با اینکه بوش خیلی آشنا بود هرکاری کردم نفهمیدم بوی چیه تا بالاخره منم توی این ماه رمضونی یه بار از حقم استفاده کنم و غذا سفارش بدم.

البته چون امسال تو هیچ کدوم از مهمونی های افطاری کسی حلیم بادمجون درست نکرده بود، به احتمال زیاد اگه بتونم با وجدانم کنار بیام، مادرم رو یه دردسری خواهم داد.

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : شخصی