حماسه

به هیچ وجه منظورم از حماسه، تعریف و طبقه بندی ارائه شده در کتاب‌‌های ادبیات دبیرستان و پیش‌دانشگاهی و تقسیم اون به حماسه طبیعی و مصنوع نیست.

من نه می‌خواهم و نه در حدی هستم که حماسه را تعریف کنم، فقط چون دوستش دارم می‌خواهم درباره‌اش بگویم و بشنوم. دوست دارم داستان‌های حماسی بخوانم و فیلم‌های حماسی ببینم. وقتی با حماسه مواجه می‌شوم مبهوت می‌مانم و متحیر، متحیر از عظمتی که در برابرم قد علم کرده و ابعاد آن افق دیدم را پوشانده. حماسه‌ها را نمی‌شود ندید، همه جا هستند و در حال خود نمایی. بر هر تکه از خاک سرزمینم که می‌گذرم می‌دانم‌ که حماسه‌ای تا این لحظه آن را برای من حفظ کرده است. از زمان آرش کمانگیر تا امروز، داستان هر کدام از دلیرانی که برای حفظ وطنم حماسه‌ای رقم زدند اشک در چشمانم جمع می‌کند و مو بر اندامم راست.

چه روح بزرگی می‌خواهد گذشتن از همه چیز خود برای حفظ همه چیز دیگران و گفتن خداحافظ برای تداوم سلام.

حماسه حتماً زائیده عشق است.

به یاد همه‌ی کسانی که ٢٧سال پیش در یک چنین روزی بعد از ٣۴ روز مبارزه مردانه خرمشهر را آزاد کردند و به ۵٧٨ روز اشغال آن پایان دادند.

 

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : اجتماعی ، تاریخی