هشدار

قبلاًها اینطور نبود. از چند سال پیش بود که تاختن به معشوق و عشق، در ترانه‌ها رواج پیدا کرد. یادمه این ترانه‌ی علیرضا عصار "خیال نکن نباشی بدون تو می‌میرم/گفته بودم عاشقم حرفمو پس می‌گیرم" رفته بود جزء ترانه‌های پرشنونده. بعدش هم به یکبارگی معشوق‌ستیزی تبدیل به موضوع اصلی اکثر آهنگ‌ها شد.

 و اینجوری شد که آروم آروم نهضت ضد معشوقیت به راه افتاد و با استقبال فراوانی هم روبرو شد. داستان به همین‌جا خلاصه نشد، کسانی که اعتقاد داشتند که عاشقی خریته و تا دیروز در اقلیت بودند، شهوت‌رانان و شکست‌خوردگان و کینه‌توزانِ عشق رو زیر پرچم خودشون جمع کردند و تا کمر به نابودی آن ببندند و همه تلاش خود را کردند و می‌کنند که دیگر عشق و عاشقی ارزش نباشد و مردمی با چنان پشتوانه‌ای عظیم از تاریخ، وادبیاتی سرشار از مضامین عاشقانه که در تمام دنیا بی‌نظیر است را به خواندن کتاب‌ها و جملاتی مبتذل در تقبیح عشق تشویق کردند تا به این موج منحوس تازه به راه‌افتاده بپیوندند.

روزی رو تصور کنید که این گروه پیروز شوند و وصلت‌های سرسری و روابط تو‌خالی به‌صورت معیار جامعه عرضه شوند. روزی رو تصور کنید که سختی‌های شرینی که به خاطر عشق با بی‌صبری به پیشوازش می‌رفتیم جای خودش رو به منطق صرف داده. روزی رو تصور کنید که هیچ دو نگاه عاشقانه‌ای با هم تلاقی نمی‌کنند و کسی با فکر کسی ضربان قلب و ریتم نفسش تغییر نمی‌کنه. روزی رو تصور کنید که نیمکت‌های توی پارک دیگه یادآور هیچ چیزی نیستند...

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸
تگ ها : دلتنگی ، اجتماعی