از دیگران

«عشق، بی‌تابی یک روح تشنه، نیازمند و نیمه تمام و مجهول و تنها و بیگانه برای یافتن خویشاوندش، آشنایش، همجنس‌اش، نیمه‌ی دیگرش، چشمه‌ی گوارایش، وطنش... عشق، راستین‌ترین و متعالی‌ترین احساس و نیاز انسان است اما معشوق؟ دروغین است، دل‌هایی که عشق می‌آفرینند و بزرگ و پرشکوه کم نیست اما روح‌هایی که معشوق باشند هیج نیست و این بسیار قابل تامل است. چرا عشق راست و معشوق دروغ است؟

دروغ یعنی ناسازگار بودن با آنچه بدان خطاب می‌شود، با آنچه از او تلقی میشود. دروغ یعنی ناسازگاری میان معشوق و تصویرش در درون عاشق!

ای کاش هم‌اکنون همه انسان‌های روی زمین، همه کسانی که در آینده خواهند آمد، همه فرشتگان، همه پریان، همه ذرات عالم، همه نباتات و گیاهان و جانوران و پرندگان و حشرات جهان، همه پیشم می‌بودند و به آنها می‌گفتم که..."این چهره هیچ شباهتی با آن تصویر ندارد، هیج شباهتی".

شباهت سراب و آب! معشوق‌ها همه مخاطب هوس‌اند. انگیزه جنسی، همه، اما در آغاز آرایه و لعابی از عشق بر روی خود می‌کشند یا می‌کشیم چرا؟ که نیازمندیم، حتی به دروغی شبیه راستی که بدان بی‌تابانه محتاجیم!»

                                          گفتگوهای تنهایی دکتر شریعتی

 

گمان می‌کنم که مطلب فوق را بتوان به موارد بسیاری تعمیم داد. غالبا در زندگی آنچه بدست میآوریم از آنچه توقع داشتیم فاصله فراوان دارد و دلسرد کننده است.

نمی‌دانم چرا پس از خواندن این مطلب نظرم به انتخابات پیش رو جلب شد، آیا هر کدام از این آقایان که بیایند می توانند متناسب با این همه شور و اشتیاق طرفداران و توقعات مردم خدمت کنند؟ شاید هم مردم زیاد متوقع اند...

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : اجتماعی ، ادبی