سایه روشن

رویایی مستقیم و ناگهانی با حقایق عریان و تلخ زندگی از آن دست چیزهایی است اکثر مردم از آن واهمه دارند و ترجیح می‌دهند تا جایی که می‌شود از آن اجتناب کنند. بیشترینه‌ی مردم ترجیح می‌دهند که به جای این تقابل مستقیم و اغلب زننده با حقیقت در زندگی واقعی، به نحوی مجازی مثلاً از طریق کتاب و فیلم و شعر و موسیقی و ... پذیرای حقایق و  واقعیات زندگی باشند. جایی که شیرینی ادبیات و هنر بر تلخی حقیقت غلبه می‌کند و هضم آن را آسان‌تر می‌نماید! (مثنوی معنوی و بوستان و گلستان را به خاطر بیاورید که چگونه در قالبی شیرین و دلنشین چشمه های حکمت را در دل‌ها  می‌جوشانند و خواننده را از پیج و خم های زندگی و دو راهی های آن عبور می دهند و افق های روشن را پیش رویش تصویر می کنند).

هر چند که هنر و ادبیات رسالتی بسیار وسیع‌تر از این دارند اما باید پذیرفت که مورد بالا از کارکردهای مهم و اساسی هنر و ادبیات در همه جای دنیا به شمار می‌رود. با اینکه در سده‌ی اخیر و همزمان با پیشرفت فناوری و صنعت، از هنر و ادبیات هم همچون علم، در راه خدمتگزاری به پول و قدرت و جهت دادن به افکار و آرا استفاده شده است و  مقوله‌ی صنعتی هر چیز از مقوله‌ی هنری آن پیشی گرفته است، لیکن خوشبختانه، همچنان هستند  و کم هم نیستند هنرمندان و نویسندگان مستقلی که داشته های خود را تنها در راه تعالی جامعه و مردم خرج می کنند...

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
تگ ها : فرهنگی ، هنری

یاکریم، تئاتر، بسیج و کتاب

 

1. جوجه‌های یاکریمی که توی تراس اتاقم لونه کرده بود، بالاخره سر از تخم دراوردند.  یه وقت جو نگیرتم به خاطر سلامتی جوجه یا کریما دیگه تو تراس سیگار نکشم.

2. تئاتر "رومولوس کبیر" رو دیدم و  خوشم اومد و دیدنشو پیشنهاد می کنم.

3. نزدیکای ساعت ١٢شب با یه ماشین ٢٠۶ با یه راننده جوان و عشق سرعت داشتم میرفتم خونه که نرسیده به تجریش دیدیم ایستِ بسیج ماشین‌ها رو نگه می‌داره. ما رو هم نگه داشتن. یه پسر ١۵، ١۶ ساله از راننده مدارک خواست و بعد بهش گفت که می‌شه پیاده بشه؟ راننده هم گفت: نه! اما بعدش نه تنها راننده که ما مسافرا هم پیاده شدیم. بعد در حالی که داشتن صدوق عقب رو بازرسی می‌کردن راننده بهشون گفت: ایشالا خدا خودش یه کاری به شما بده که از بیکاری در بیاید! خبر نداشت ارگانی  که سالانه فقط 400 میلیارد تومان بودجه رسمیشه، پرسنلش احتیاجی به کار کردن ندارند.

4 ."...تو زندگیم فقط یه آرزوی کوچولو دارم و اون اینه که یه بار چشمامو وا کنم، ببینم زندونیای سیاسی آلمان و قاضیای اونا جاهاشون با هم عوض شده" (زندگینامه)

 

"یعنی من میتونم بمیرم؟ گاهی وقتا وحشت برم می داره که نکنه نتونم بمیرم.

مثلاً من سال های سال نمی تونستم درست عطسه کنم. مث یه سگ توله عطسه می کردم که سکسکه اش گرفته باشه. و خیلی عذر می خوام، تا 28 سالگیم هم نمی تونستم آروغ بزنم . بعد با کارل آشنا شدم. یکی از دانشجوهای قدیمی بود. اون آروغ زدنو یادم داد. ولی حالا کی بهم مردن رو یاد می ده؟

آره خب شاهد مردن آدما بودم. یه اعدام دیدم و یه مریض رو که داشت می مرد. به نظر میومد که جونشون دراومد تا مردن. حالا اگه سربه زنگا کودن بازی در بیارم و کار پیش نره چی؟ به هرحال ممکنه یه همچین وضعی پیش بیاد." (وحشت)

 

"بعضی وقتات تلفن که زنگ نمی زنه و کسی ازت چیزی نمی خواد، حتی خودت از خودت چیزی نمی خوای، وقتی بوق و کرناهای زندگی همه خاموش شده ن و نوازنده ها سازاشونو وارونه کرده ن تا آب دهناشون بریزه بیرون... اون وقت به صدای درونت گوش می دی، می بینی... اون تو پر از خلئه!

...بعدشم یواش یواش پیر می شی. وقتی مخت دیگه خوب کار نمی کنه، یه حالت روانی ملایم بهت دست می ده که خودشو جای احساس جا می زنه. اونوقت جونورک های کوچولو رو که می بینی چطوری توی ماسه ها لول می زنن، با خودت می گی: جل الخالق!" (خلا)

کتاب "بعضی ها هیچ وقت نمی فهمن" رو پیشنهاد می کنم که بخونید. همونطور که اول کتاب گفته، این کتاب یه داروئه.

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۸

تاریخ

تاریخ دو بخش داره، یکی که همون نقالی و تعریف اتفاقات و رویدادهاست و در واقع یک جور وقایع نگاریه. و دیگری علم تاریخه که شامل کشف و شناسایی و درک اتفاقات عِلی و معلولیه که در طول زمان اتفاق می افته مثل کاری که مارکس یا هگل انجام می دادند. و  بنیانگذار این نوع بررسی تحلیلی تاریخ(وقایع نگاری ها) و نتیجه گیری از اتفاقات و رویدادها که به عبارتی می شه همون علم تاریخ، ابن خلدونه که یه دانشمند مسلمونه و به همین خاطر کسی زیاد نمی شناسدش.

نمونه ای از علم تاریخ رو یادآوری می کنم:

به یاد دارید توی کتاب های تاریخ راهنمایی و دبیرستان وقتی درسمون به قسمت مربوط به انقراض یک سلسله پادشاهی می رسید عواملی به چشم می خورد که تقریباً توی همه انقراض ها مشترک بودند. مثلاً ضعف و بی کفایتی پادشاهان، فساد و تجمل گرایی درباریان، فساد دیوانسالاران(کارمندان عالی رتبه دولتی)، نارضایتی مردم از زمامداران ،ظلم و ستم زمامداران بر مردم و...

که هر چند که مواردی تکراری و ملال آورند ولی خوشبختانه حقیقت دارند.

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : اجتماعی ، فرهنگی

تحریم

1. می دونستید دو سالانه کاریکاتور تهران جزء نمایشگاه های مهم و معتبر کاریکاتور دنیاست.

پاییز امسال هم قراره که نهمین دوره این نمایشگاه برگزار بشه. تا حالا بیشتر از 100 نفر از کارتونیست های کشورمون طی نامه ای اعلام کردند که تو این نمایشگاه شرکت نمی کنند و در واقع تحریمش کردند. قاعدتاً نمایشگاهی که از طرف شرکت کنندگان داخلی تحریم شده باشه با استقبال خارجی چندانی روبرو نمی شه. به نظر تحریم کنندگان هنر کاریکاتور هنر دموکراسی و آزادی بیان است و مهم ترین هدفش نفی خشونت است که خوب دلیلشون برای شرکت نکردن محسوب می شه.

2. این نوشته با عنوان فصل اول به نظرم قشنگ اومد. شما هم ملاحظه کنید.

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها : فرهنگی ، اجتماعی

ترجمه چند جمله کوتاه

به نظر من تلویزیون خیلی وسیله آموزنده ایست. هر وقت کسی آن را روشن می کند، من به اتاقی دیگر می روم و شروع به مطالعه کتاب می کنم.

                                                                                               "Groucho Marx"

 

من از مرگ نمی ترسم، فقط نمی خواهم وقتی که اتفاق می افتد آنجا باشم.

                                                                                                "Woody Allen"

 

نقطه مقابل عشق نفرت نیست، بی تفاوتی است.

                                                                                                  "Elie Wiesel"

 

دوستان خوب، کتاب های خوب و وجدانی خواب آلود: این است زندگی ایده آل.

                                                                                                "Mark Twain"

 

همیشه تصور کرده ام که بهشت باید جایی شبیه کتابخانه باشد.

                                              "Jorge Luis Borges"

 

تاریـکی قادر به بیــرون رانـدن تاریکی نیست، تنها روشنایی چنیـن توانی دارد. نفرت نمی تواند نفرت را از بین ببرد، تنها عشق میتواند.

"Martin Luther King"

 

تمام آن کاری که خدا می کند این است که ما را نگاه می کند و هر گاه کسالت آور شدیم ما را می کشد. ما هرگز و هیچ گاه نباید کسالت آور شویم.

"Chuck Palahnuik"

 

کسی که سعی دارد با پرستش نکردن خود، خدا را دچار نقصان کند به اندازه همان دیوانه ای موفق است که سعی دارد با نوشتن کلمه "تاریکی" بر دیوار اتاقش خورشید را خاموش کند.

"C.S.Lewis"

 

هر وقت یک خانم پیر را می بینم که لیز می خورد و روی پیاده روی خیس به زمین می خورد، اولین احساسی که به سراغم می آید خنده است. ولی همان موقع فکر می کنم که اگر من مورچه بودم و آن خانم روی من افتاده بود چی؟ آن وقت است که دیگر ماجرا به آن خنده داری نیست.

"Jack Handey"

 

اگر کتابی درباره شکست نتواند خوب فروش کند، آیا این یک پیروزی است؟

"Jerry Seinfeld"

 

 

  
نویسنده : امیر هاشمی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : ادبی ، فرهنگی