مرغان آواره

مرا ساغرت کن
تا سرشاریم از آن تو باشد.                                     

 

تاریخ انسان
                صبورانه
چشم به راه پیروزی انسانی است
که وهنی بر او رفته است.

 

خدا
چشم به راه انسان است
که کودکی اش را
در فرزانگی باز یابد.

 

آنان را بگذار که در جهان پر هیاهوی آتش بازی
که برگزیده‌اند
زندگی کنند.
خدایا، دلم مشتاق ستارگان توست.

 

آنان چراغ‌هاشان را برمی‌افروزند
و در معابد دعاشان را می‌خوانند.
اما پرندگان
در فروغ بامدادی‌ات
نام تو را می‌خوانند، که نامت شادمانی است.

 

هنگامی در این جهان زندگی می‌کنیم
که دوستش بداریم.

 

دروغ هرگز به حقیقت بدل نمی‌شود
با قدرت گرفتن‌اش.

 

ابرهای تیره
گل‌های آسمان می‌شود
هنگامی که نور
آن‌ها را ببوسد.

 

انسان بَتَر از حیوان است
وقتی که حیوان است.

 

این زندگی عبور از دریاست
که آنجا
          در یک کشتی تنگ
با هم برخورد می‌کنیم.
در مرگ
به ساحل می‌رسیم
و به جهان‌های متفاوت خود
                                    می‌رویم.

 

برای بار دم طاووس
افسوس می‌خورد
گنجشک.

 

کتاب مرغان آواره‌ی رابیندرانات تاگور مدت‌ها جزء کتاب‌های محبوب من بود. وقتی که بچه‌تر بودم از کشف راز بزرگی که در شعرهای کوچک این کتاب مخفی بود به شعف می‌آمدم. حالا که اتفاق دوباره چشمم رو به دیدن این کتاب روشن کرد، گفتم شاید بد نیاشه چند تا ازشعرهاش رو مهمون اینجا کنم.

/ 8 نظر / 15 بازدید
fittingroom

اقا انتخابت قشنگ بود احسنت ! مدیونی اگه فک کنی بخاطر فامیلیت تعریف کردم

Montra

سلام. همیشه از دیدن نام اولین آسیایی که برنده ی نوبل شد، ذوق زده می شم. ممنون، گزیده ی زیبایی بود... [لبخند]

زیتون

بدترین اسلام،اسلام انگشتری حجت الاسلام سیدعلی اکبرمحتشمی پور:«فرقه مصباحیه ازسایرگروهکها خطرناکتراست» می گویند وقتی اطلاعات انسان زیاد شود تصمیم گیری اوسخت میشود شناخت اسلام امام خمینی نیزازبین همه اسلام ها یاتمیزحق ازباطل(فرقان) دراین زمانه بسیارسخت است دربین اسلام های انحرافی ،اعم ازاسلام جمودوخمود وجهل وخرافه ،تحجر،اسلام سرمایه داری و...،کثیف ترین اسلام،اسلام انگشتری است .اسلامی که درنخیله انگشترازدست درآورد وحق راضایع کرد ودیگری بدست کرد باطل رالباس حق پوشاند واسلام اموی ومصباحی واسلام ظلم را برمردم سلطه داد ودگرباره زمانی که جوانان ایران درسال 57به تعبیرامام درخیابانها کشته می شدند فرح همسرشاه رابه حضورپذیرفت وانگشتربرای سلامتی جلادخون آشامی چون محمدرضا پهلوی فرستاد(به کتاب حزب قاعدین عمادالدین باقی رجوع شود)وظرف 30سال گذشته با بی تجربگی ملت ایران وعدم فریادبرشرشان بداخل نهادهای حاکمیتی نفوذکرده وامروزچون اسلافش قرآن برسرنیزه کرده وبه ضرب وشتم جوانان درخیابانها می پردازد وآنهارابه زندان می برند.

ابوالفضل

سلام یاد طوطی تاگور افتادم

دانيال

شعر خيلي قشنگي بود ... در مرگ به ساحل مي رسيم ....

سمانه

زندگی کنیم.... دوستش داشته باشیم!!!! قشنگ بودن همشون

دانیال

اره منم با بهار موافق نیستم ... کارهای اشمیت رو دوست دارم ... والله هر کس سلیقه ای داره اما من سالهاست کارهای این احمق کیمیایی رو نمی بینم این یکی هم به دعوت دوستان بودیم اشتباه کردم ...

تک گل

چه شعر اشک آوری ... برای کسی که "نمی تواند در این جهان زندگی کند" ... :(