راهنمایی

پسرم می‌گوید: تاریخ را دوست ندارم. وقتی تاریخ می‌خوانم دهانم تلخ می‌شود.

دخترم می‌گوید: تاریخ را باید از آخر به اول بخوانی. این‌طوری شیرین می‌شود.

/ 9 نظر / 13 بازدید
Montra

سلام، خب، هردوشون درست مي گن... راجع به كامنتتون هم بايد بگم كه من فكر مي كنم داشتن نگاه آكادميك به يه موضوع،‌ ابعاد مختلف اونو رو به تون نشون مي ده و از اون جايي كه نگاه قبلي- غيرآكادميك- شما رو از بين نمي بره، بل كه فقط دريچه(ها)ي جديدي رو بهش اضافه مي كنه، منافاتي كه با اون نداره هيچ، لذت خوانش رو چند برابر مي كنه؛ لااقل واسه ي من كه تا حالا اين طوري بوده.

سمانه

پسرت راست می‌گه... دخترت هم... گاهی تلخیش اونقدر زیاد می‌شه که همه شیرینیا رو یادمون می‌ره

وحید

سلام امیر جان این که تاریح را از آخر بخونی جالبه ، ولی مگه آخرش کجاست ؟ تاریخ همیشه در حال تکرار شدنه و با خوندن تاریخ یه جورایی میشه آینده را پیش بینی کرد . مخلصیم [گل]

مجید

سلام منم با دخترت موافقم شبی 5 تا نشد هرکاری کردم از شبی 3 تا نتونستم رد بشم آقا 2 قسمت اول سیزن 6 لاست رو دیدم نابود شدم بعد 100 قسمت هنوزم نمیتونی دستشون رو بخونی

راسكلنيكف

دختر با هوشی داری دمش گرم سلام تعریف از خود نباشه تجربه ی توصیف هاتی من از کتاب ها و فیلمایی که خوندم برای دوستان نشون داده گاهی تعریفای من بهتر از آب دراومده - در این زمینه خاطراتی هم موجود هست! - اما شما حتما توپاز رو ببین

هوروتات

عجب دختر باهوشی! به باباش رفته فکر کنم! . در مورد اون سختیه هم ... یا نوشته رو خوب نوشتمش یا باز هم دختره به باباش رفته ... چون دقیقا همینطوره که میگی ...